عاشق مشوید اگر توانید
حکیم سنایی غزنوی
حدود 451 هجری شمسی برابر با 1070 میلادی به دنیا آمد و حدود 60 سال زیست و در حدود 513 هجری شمسی برابر با 1134 میلادی از دنیا رفت . البته این تاریخ ها قطعی نیست و با توجه به اختلاف موچود در منابع ، محل تردید است . در غزنین به دنیا آمد و در همان جا به خاک شد . شاعری را با مدیحه گویی در دربار آغاز کرد و مدیحه سرا ی دربار شد و مدتی در دربار مسعود بن ابراهیم غزنوی و بهرام شاه بن مسعود خدمت می کرد با این حال سفر به خراسان و معاشرت با بزرگان آن دیار طی چند سال و دیدار با علمای صوفیه بهانه یی شد برای دگرگونی بنیادی فکری او و گسیختن از دربار و درباری و زاهدان دروغین و ریاکار پیوستن به عرفان عاشقانه و مردم . این شعر زیبا از اوست :
عاشق مشوید اگر توانید - تا در غم عاشقی نمانید
این عشق به اختیار نبود -دانم که همین قدر بدانید
هرگز مبرید نام عاشق - تا دفتر عشق بر نخوانید
آب رخ عاشقان مریزید - تا آب ز چشم خود نرانید
معشوقه وفا به کس نجوید - هر چند ز دیده خون چکانید
اینست رضای او که اکنون - بر روی زمین یکی نمانید
اینست سخن که گفته آمد - گر نیست درست بر مخوانید
بسیار جفا کشید آخر - او را به مراد او رسانید
اینست نصیحت سنایی - عاشق مشوید اگر توانید
البته شاعر دیگری به نام حسن غزنوی که معاصر سنایی بود نیز شعری با مصرع عاشق مشوید اگر توانید سروده که با شعر فوق از سنایی تفاوت دارد . آوازی که شهرام ناظری هنرمند توانای ما خوانده شعر حسن غزنوی بوده نه حکیم سنایی . شعر حسن غزنوی از این قرار است :
آرام دل مرا بخوانید - بر مردم چشم من نشانید
آوازه ی عشق من شنیدید - اندازه ی حُسن او بدانید
چون صورت روی او بدیدید - اَلحَمد و اِن یَکاد خوانید
از دور در او نگاه کردن --انصاف دهید کِی توانید
از دیده و جان و از دل و تن - این خدمت من به او رسانید
ای خوبان او چو آفتاب است - در جمله شما به او چه مانید
عشق اندُه و حسرت است و خواری -عاشق مشوید اگر توانید
-